
بر سر سجاده ی عشقم
به خاک افتاده ی عشقم
ولی با این همه احساس
تهی از باده ی عشقم
پر و خالی شدم از بس
به دست هر کس و ناکس
چه مانده از تنم باقی
شکسته است جام بی ساقی
تنم زخمی شده به هر دست
به جانم رنگ هر سر مست
برای جرعه ای می بودست
من به هر کس که بنویسم
بنام اعتماد و عشق و ماندن
اگر دستی به من آویخت
به پایش زندگی می بخشم
only 4 u my love
نوشته شده توسط مصطفی محمدی در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:27 قبل از ظهر